|
مرگ را به رودها سپردم از یغما
که بهار ... آرامش قلبم بیا تو هم عاشق بهار باش اي كاش ميدانستي كه فقط تو هستي اين روزها شدي آرامش قلبم! قلب نا آرام من با گرمي كلام توست كه زمستانش بهاري مي شود كاش مي دانستي كه : گفتن (ت) (و) چقدر برايم لذت بخش هست ! ولي و قتي كه سكوت مي كني بهارم ديگر بهار نيست يك قلب يخي هست !... دلنوشته کیارش
وقتی تو هستی
داستان هفته
دست های شوق هفتمين قسمت نویسنده: کیارش لطفا برای دیدن متن ادامه مطلب را کلیک کنید
چه غربت باری ای پاییز انتخاب از بین آثار حامد تقدسی
|
ABOUT ![]()
حضور هیچ کس در زندگی ما اتفاقی نیست.خداوند در هر حضور، رازی نهان کرده برای کمالِ ما.خوش آن روزی که دریابیم رازِ این حضور را MENU
Home
|